دلنوشته۴

یه اصفهانی با زنش میرن رستوران ،یه پرس غذا سفارش میدن، صاحب رستوران میبینه غذا رو نصف کردن، ولی شوهره میخوره و زنه داره تماشا میکنه، صاحب رستوران میره جلو میگه “
ببخشید، وقتی یه پرس غذا برای دو نفر سفارش دادین فهمیدم اصفهانی هستین ولی متوجه نمیشم چرا یکیتون میخوره و دیگری تماشا میکنه” یارو میگه “ما یه سری دندون مصنوعی برای دوتامون ساختیم من غذامو که خوردم دندونا رو میدم خانومم غذاشو بخوره

بدون دیدگاه